همدلی با زائران

چاپ

بشنوید ای زائرانِ کربلا
شرکتِ شمسا برایِ زائرین
مدتی ست پروازِ ما آغاز شد
گرچه مسروریم که ره کوتاه شده
اينک دیدیم مشکلاتِ بی شمار
زائری برگشت و می‌گفت ای صبا
می‌شود هر کس پشیمان و اسیر
« ساحهِ عباسِ فرناس1 » تا « مطار2 »
سگ شده جایِ پلیسِ زائران
بازرسیِّ سگ چو افزون می‌شود
سالنی باشد به نامِ نینوا
در فرودگاه بازرسی‌هایِ شدید
وای به روزی را که باشد ازدحام
در فرودگاهِ نجف هم زائران
لیک آن جا آن چنان فریاد نیست
اينك ای زوّارِ مولایم امیر
می‌شوید بر دردِ دیگر مُبتلا
گرد و خاکی را که می‌گیرد نجف
لا جرم باطل شود پروازِتان
نکته دیگر بگویم با شما
شرکتِ ماهان طلسمی را شکست
مثلِ یک طوطی درونِ یک قفس
یک طرف باشد جنابِ « خانلری3 »
گفته تا شرطِ عدالت نیست این
آن طرف شخصِ « صبیح4» وهم«کفا5»
منتظر مانند که تا هر فرصتی
« العراقیه » بُوَد منظورِشان
این وسط دعوایِ بینِ این و آن
شکوه‌ها چون برف و باران می‌رسد
بایدش پاسخ دهد بر دیگران
نکته سوّم بُوَد جانِ کلام
قصدِ ما خدمت به زوّار است و بس
عهد بستیم با حسین(ع) نزدِ خدا
انتظاری را که داریم از شما
این سفر مانندِ شام و مکه نیست
مکه دارد بهرِتان پروازِ خاص
در سفر تیغِ غضب کارساز نیست
زین سفر باید صبور و ساده بود
گر زمینی شد سفر یا در هوا
هرکسی کو دادِ همّت می‌زند

 

 

نکته‌ای را می‌نمایم بر ملا
مَرکَبِ پرواز را بِنْموده زین
راهِ بغداد و نجف هم باز شد
جدولِ پروازیِ ما جا شده
در مسیرِ راه و در میدانِ کار
« زنده بودیم و بگیرید نعشِ ما »!!
می‌شمارم مشکلاتِ این مسیر
سیطره و بازرسی مثلِ قطار
بو کشد ماشین و ساکِ این و آن
بر دلِ هر زائری خون می‌شود
می‌رسد زائر ، رَسَد دادش هوا
در جلویِ گیت می‌آید پدید
جانِ زائر می‌شود آن جا تمام
می‌کَشند بر دوشِشان بارِ گران
چون که تفتیش ، شدّتِ بغداد نیست
در نجف هم سخت مي گرديد اسیر
از بلایِ مُمتدِ آب و هوا
خلبان را می‌برد غیرِ هدف
می‌کشیم اندر فرودگاه نازِتان !!
نیست تقصیری ز « ماهان » یا « هُما »
آمده تا شهرِ بغدادش نشست
می‌کشد او با مجوّزها نَفس
می‌دهد ما را سهام کمتری
« کاسپین » یا « آسمان » باشد زمین !
فکرِشان کمتر بُوَد بهرِ رفاه
نزدِ خود باطل کنند هر «رُخصتی6»
می‌رسد بر فکر ما هم زورِشان
می‌رود دودش به چشمِ زائران
هر طرف از سویِ یاران می‌رسد
شرکتِ مجریِ شمسا زین میان !
بر شما ها می‌دهم اینک پیام
بی‌شما هرگز نداریم ما نَفس
تا کنیم جان در رهِ جانان فدا
دستِ همکاری دهید اکنون به ما
چون عراق صفر است و مکه گشته بیست
تو مپندار و مکن آن را قیاس
بابِ دعوا و جَدل هم باز نیست
در کنارِ دیگران آسوده بود
جمله گیرید از حسینِ(ع) خود شفا
این صبا فریادِ خدمت می‌زند

4/فروردين/88

1-ميدان عباس ابن فرناس
2-فرودگاه
3-رييس هواپيمايي كشوري
4- رييس هواپيمايي كشوري عراق
5- رييس شركت هواپيمايي العراقيه
6-اجازه


.