بالاخره كي شهداي كربلا رو دفن كرد و سر مبارك امام(ع) را چه طوري تو قبر گذاشتند؟

چاپ

بنام خدا
بعد از شهادت امام حسین علیه اسلام و اهل بیت و اصحابش در دهم محرم سال 61(ه.ق)، بدن های قطعه قطعه و خون آلود آنان بر زمین ماند. و طبق نقل طبری آمده است که امام حسین علیه السلام و دیگر شهدا یک روز پس از شهادت و بعد حرکت سپاهیان عمر سعد به سمت شام یعنی یازدهم محرم توسط اهل غاضریه از بنی اسد دفن شدند.1 بلاذری در انساب الشراف2 و مسعودی در مروج الذهب3 خود نیز بر همین باورند.
این قول مورخان اهل سنت است و شیخ مفید در الارشاد4 و سید بن طاووس در لهوف5 و ابن شهر آشوب در مناقب آل ابی طالب6 از مورخین و علمای شیعه هم همین قول را نقل کرده اند، با این تفاوت که شیعیان قائل به دفن ابدان توسط امام سجاد علیه السلام هستند.
در رد قول اول باید نکاتی را مد نظر داشت، اولاً اینکه روش دفن امام علیه السلام و اهل بیت شان و یارانی که در رکاب وی شهید شدند به آنگونه که از پراکندگی قبرشان می دانیم برای بنی اسد امکان پذیر نبود. زیرا آنان اهل روستایی بودند که در میدان نبرد شرکت نداشتند و نمی توانستند بدون راهنمایی کسی که از همه آن شهیدان و پیکر و لباسشان شناخت کامل داشته باشد آنان را شناسایی و دفن کنند. بویژه آنکه سرهای شهیدان را بریده بودند و پیکرها سر نداشتند لذا راهنمایی آگاه باید برای تشخیص شهیدان از یکدیگر وجود می داشت و بدون وجود چنین شخصی دفن کورکورانه و بدون شناخت انجام می شد.
و بنا بر نظر شیعه مبنی بر اینکه دفن امام را جز امامی مانند خودش بر عهده نمی گیرد7 ناگزیر باید گفت که راهنمایی که با بنی اسد در دفن شهدای کربلا بود امام سجاد علیه السلام بودند8 و حضور ایشان نیز باید بیرون از اسباب عادی صورت گرفته باشد و این مطلب نیز به وسیله روایتی که از امام رضا علیه السلام نقل شده؛ تایید می شود. و چون امام علیه السلام در روز یازدهم با کاروان اسرا به سمت کوفه حرکت کردند و در روز دوازدهم در مجلس ابن زیاد به روشنگری مشغول بودند تا اینکه در هنگام غروب ابن زیاد اسرا را به زندان فرستاد؛ اینگونه برداشت می شود که امام علیه اسلام فرصتی پیدا کردند که اندکی دور از اذیت و آزار یزید و عمالش قرار گیرند لذا با اسباب غیبی به دشت کربلا آمدند و بدنهای شهداء را سه روز بعد از واقعه کربلا در روز سیزدهم محرم به کمک مردان طایفه بنی اسد که با تحریک زنانشان به سوی دشت کربلا آمده بودند دفن می کنند.

محل دفن سر امام:
در این که سر امام حسین علیه‌السلام کجا دفن شده است، منابع تاریخی شیعه و سنی گزارش‌های گوناگونی آورده‌اند تا آنجا که چندین قول در این باره گفته شده است.
قول اول: سر به بدن ملحق شده است.** این قول مشترک میان شیعه و سنی است. ولی بین علما ی شیعه مشهور است، علمای شیعه، از جمله شیخ صدوق، سید مرتضی، فتال نیشابوری، ابن نما حلی، سید ابن طاووس، شیخ بهایی و مجلسی این قول را بیان کرده‌اند.
از مجموع آنچه در تاریخ نوشته شد، امکان حضور اهل‌بیت علهیم‌السلام در اربعین سال 61 ق بر مزار امام علیه السلام اثبات شد، لذا الحاق سر امام به بدنش توسط امام سجاد علیه‌السلام در روز اربعین قولی قوی است. چنانکه شیخ صدوق و پس از او، فتال نیشابوری در این باره می‌نویسند: علی بن حسین علیه السلام همراه زنان (از شام) خارج شد و سر حسین علیه‌السلام را به کربلا باز گرداند.9
سید مرتضی در این باره می‌گوید: روایت کرده‌اند که سر امام حسین علیه‌السلام با جسد در کربلا دفن شد. 10
ابن شهر آشوب بعد از نقل سخن فوق از سید مرتضی، از قول شیخ طوسی نقل کرده است که به همین سبب (ملحق کردن سر امام به بدن و دفن آن) زیارت اربعین (از جانب امامان علهیم‌السلام) توصیه شده است.11
ابن نمای حلی نیز نگاشته است: آنچه از اقوال بر آن می‌توان اعتماد کرد، آن است که بعد از آن که سر امام در شهرها گردانده شد، به بدن بازگردانده شد و با جسد دفن شد.12
سید ابن طاووس نوشته است: اما سر حسین علیه‌السلام، روایت شده که سر برگردانده شد و در کربلا با جسد شریفش دفن شد و عمل اصحاب بر این معنا بوده است.13
مجلسی، یکی از وجه‌های استحباب زیارت امام حسین علیه‌السلام را در روز اربعین، الحاق سرهای مقدس را به اجساد توسط علی بن حسین علیهما‌السلام بیان کرده است.14 وی در جای دیگر بعد از نقل اقوال دیگر در این باره می‌نویسد: مشهور بین علمای امامیه آن است که سر امام همراه بدن دفن شده است.15
برخی اندیشمندان اهل‌ تسنن نیز این قول را بیان کرده‌اند:
ابوریحان بیرونی در این باره می‌نویسد: و فی العشرین ردّ راس الحسین علیه‌السلام الی مجثمه حتی دفن مع جثته...؛ در روز بیستم (صفر)، سر حسین علیه‌السلام به بدنش ملحق و با آن دفن گردید.16
قرطبی می‌نویسد: امامیه می‌گویند که سر حسین علیه‌السلام پس از چهل روز به کربلا بازگردانده و به بدن ملحق شد و این روز نزد آنان معروف است و زیارت در آن روز را زیارت اربعین می‌نامند.17
قزوینی نیز نگاشته است: روز اول ماه صفر، عید بنی‌امیه است، چون در آن روز، سر حسین علیه‌السلام را به دمشق وارد ساختند و در روز بیستم آن ماه، سر ایشان به بدن، باز گردانده شد.18
مناوی نوشته است: امامیه می‌گویند: پس از چهل روز از شهادت، سر به بدن بازگردانده شد و در کربلا دفن شد.19
قول دوم: دفن سر مبارک در قبرستان بقیع که در میان اهل سنت مشهور است.20
قول سوم: نجف اشرف و در کنار قبر امیرالمومنین علیه‌السلام.21
قول چهارم: مسجد رقه در کنار فرات.*
قول پنجم: دمشق باب الفرادیس.22
قول ششم: دمشق قبرستان باب الصغیره.23
قول هفتم: فلسطین در عسقلان24
قول هشتم: مصر شهر قاهره.25
قول نهم : مفقود شدن سر مطهر بطور معجره آسا به قول مرحوم قطب راوندی در کتاب الخرائج.26
بررسی و تامل در این اقوال، این نتیجه را در بردارد که دیدگاه اول، یعنی الحاق سر به بدن، مشهور و مورد اعتماد و عمل علمای شیعه است، از این رو این قول قابل اعتنا و پذیرش است و بنا بر گزارش‌های تاریخی - چنانکه اشاره شد - این الحاق در روز بیستم صفر سال 61 بوده است.
برای مطالعه بیشتر رجوع کنید به :
آفتاب کاروان، حمید احمدی جلفایی.
با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه، محمد جعفر طبسی، ترجمه عبد الحسین بینش.
مقتل الحسین از مدینه تا مدینه، سید محمد جواد ذهنی تهرانی.

 

پاورقی ها:
1- محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، ج3، دار الکتب العلمیه، بیروت، ص 335.
2- احمد بن یحیی بن جابر بلاذری، انساب الشراف، ج3، دار الفکر، بیروت، ص 411.
3- علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج3، نشر دار المعرفه، بیروت، ص72.
4- شیخ مفید، الارشاد، ج2، نشر موسسه آل البیت لاحیاء التراث،قم، ص 114.
5- سید بن طاووس، لهوف علی قتل الطفوف، انتشارات اسوه، قم، ص 125.
6- ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج4، موسه العلامه، قم، ص112.
7- محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج1، دار لاضواء، بیروت، صص384- 385./ شیخ ابو جعفر صدوق، علل الشرایع، ج1، دار إحیاءالتراث العربی، بیروت، باب 148، ص 184.
8- عبداالرزاق الموسوي المقرم ، مقتل الحسين، ص 414./ محمد باقر ملبوبي، الوقايع و الحوادث، ج 4، صص 59 ـ 60 ـ 61./ مروج الذهب،ج 3،ص 63.
9- شیخ صدوق، الامالی، مجلس سی‌ و یکم، ص 232؛ فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ص‌192و مجلسی، بحارالانوار، ج 45، ص 140.(به نقل از: مجله تاریخ در آینه پژوهش، ش 5، 1384، محسن رنجبر)
10- رسائل المرتضی، ج 3، ص 130.(به نقل از همان.)
11- مناقب آل ابی‌طالب، ج 4، ص 85 و مجلسی، بحارالانوار، ج 44، ص199. (به نقل از همان.)
12- نجم الدین محمد بن جعفر بن نما حلی، مثیرالاحزان، ص 85. (به نقل از همان.)
13- سید ابن طاووس، اللهوف فی قتلی الطفوف، ص 114. (به نقل از همان.)
14- مجلسی، بحارالانوار، ج 98، ص 334. (به نقل از همان.)
15- همان، ج 45، ص 145.
16- ابو ریحان بیرونی، الاثار الباقیه عن القرون الخالیه، ص 331. (به نقل از همان.)
17- محمد بن احمد قرطبی، التذکرة فی امور الموتی و امور الاخره، ج 2، ص 668. (به نقل از همان.)
18- زکریا محمد بن محمود قزوینی، عجائب المخلوقات و الحیوانات و غرائب الموجودات، ص 45.
19- عبدالرووف مناوی، فیض القدیر، ج 1، ص 205. (به نقل از همان.)
20و 21و 22و 23و 24و 25و 26 - حمید احمدی جلفائی، آفتاب کاروان، چاپ دوم، زمستان 84، انتشارات آستانه مقدسه قم، صص168-170.
*- به نقل از: مجله تاریخ در آینه پژوهش، ش 5، 1384، محسن رنجبر.
**- عبداالرزاق الموسوی المقرم، مقتل الحسین، ص 414 ./ حمید احمدی جلفائی، آفتاب کاروان، ص168.

منبع: پرسمان دانشجويي

.