• امروز دوشنبه 5 آبان 1399
  •  
     

    شرکت شمسا

    مشكلات ناشی از ناامنی و نبود اماكن اقامتی و حمل‌ونقل، تغذیه‌ نامناسب و قیمت‌های كنترل‌نشده، سازمان حج و زیارت را بر آن داشت...
    ادامه...

     
     
     
     

     


     
     
    زیارت پرسش و پاسخ مي خوام يكي از عاشقان امام و معصومين(عليهم السلام) باشم، يك مسلمان واقعي. چه كنم؟
     
     
     
     

    مي خوام يكي از عاشقان امام و معصومين(عليهم السلام) باشم، يك مسلمان واقعي. چه كنم؟

    نامه الکترونیک چاپ

    راههاى ايجاد محبت اهل بيت عليهم السلام در نوجوانان و جوانان:
    در ابتدا متذكر شويم كه راه كلي تقويت رابطه عاطفي و محبت آميز با اهل بيت(ع) انس است. انسان از انس است و به هر چيزي كه انس پيدا كند، به آن علاقه مند مي گردد و سپس در صورت فقدان آن چيز اندوهگين خواهد شد و ممكن است شدت علاقه به گونه اي باشد كه برايش اشك بريزد و گريه كند. راه انس هم ارتباط است. رابطه و پيوند خود را با اهل بيت(ع) قوي نماييد و در مجالس آنان شركت كنيد و به زيارت آنان برويد و پيوند روزانه داشته باشيد، به تدريج انس خواهيد گرفت و انس زمينه محبت و رابطه عاطفي قوي تر را ايجاد خواهد كرد و چه بسا كه اين عاطفه به عمل بيانجامد و آدمي در پيروي از ايشان كامل گردد.

    تقويت محبت اهل بيت(ع):
    «حب»؛ يعنى، رغبت و ميل انسان به چيزى. اگر اين ميل باطنى و رغبت دل به چيزى شديد و قوى شود، آن را عشق مى‏نامند. با استفاده از: طريحى، مجمع البحرين، ج 2، ماده «حبب». جايگاه حب اهل بيت‏عليهم السلام را بايد از قرآن و روايات اخذ كرد.
    در اهميت و جايگاه محبت اهل بيت‏عليهم السلام همين بس كه قرآن آن را تنها پاداش رسالت پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم معرفى كرده است: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى‏»؛ شورى، آيه 23؛ «بگو از شما هيچ پاداشى درخواست نمى‏كنم، جز آنكه نزديكان مرا دوست بداريد».
    رسول اكرم‏صلى الله عليه وآله مى‏فرمايد: «لا يؤمن احدكم حتى اكون احب اليه من ولده و والده و الناس اجمعين»؛ ميزان الحكمه، ج 2، ص 236، ح 3197؛ «هيچ كس از شما ايمان ندارد؛ مگر اينكه من نزد او از فرزندانش و پدرش و همه مردم محبوب‏تر باشم».
    آن حضرت اصل ايمان را مشروط به حبّ خود مى‏داند و در روايتى ديگر براى آن، مرتبه بالاترى معرفى مى‏كند: «لا يؤمن عبد حتى اكون احب اليه من نفسه و يكون عترتى احب اليه من عترته و يكون اهلى احب اليه من اهله و يكون ذاتى احب اليه من ذاته»؛ همان، ح 3199. «هيچ بنده‏اى ايمان ندارد، مگر اينكه من نزد او، از خودش محبوب‏تر باشم و ذريه من پيش او، از ذريه خودش محبوب‏تر باشند و اهل من پيش او، از اهل خودش محبوب‏تر باشند و ذات من نزد او، از ذات خودش محبوب‏تر باشد».
    پيامبر صلى الله عليه وآله در اين روايت، شرط ايمان را حب خود و اهل بيت خويش - آن هم در مراحل بالاتر - معرفى كرده است؛ زيرا به طور معمول انسان به خود علاقه شديدى دارد و او نزد خود از همه محبوب‏تر است؛ سپس فرزندانش و آن گاه ديگر نزديكان او. ولى وقتى انسان در حب كسى، به مرتبه بسيار بالا مى‏رسد، او را بر خود و فرزندان، نزديكان و همه كسان ديگر ترجيح مى‏دهد؛ و اين همان مرتبه شديد و قوى حب است كه به آن «عشق» مى‏گويند. بنابراين حب اهل بيت و ائمه اطهارعليهم السلام، بايد در حد اعلا باشد و هر اندازه از اين حد فروتر باشد، به همان اندازه ايمان شخص، نقص و كاستى دارد.
    به عبارت ديگر درجات ايمان با درجات حب پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله واهل بيت‏عليهم السلام پيوستگى دارد و با آن سنجيده مى‏شود.

    دوستى اهل بيت‏ عليهم السلام در عمل‏
    امام باقرعليه السلام مى‏فرمايد: «يا جابر! بلّغ شيعتى عنّى السلام و اعلمهم انه لا قرابه بيننا و بين اللَّه عزوجل و لا يتقرب اليه الا بالطاعة يا جابر من اطاع اللَّه و احبنا فهو ولينا و من عصى اللَّه لم ينفعه حبنا»؛ همان، ص 238، ح 3211؛ «اى جابر! از طرف من، به شيعه سلام برسان و به آنان اعلام كن كه هيچ قرابت وخويشاوندى بين ما و خداى عزوجل نيست و فقط با طاعت و بندگى به درگاه الهى تقرب جسته مى‏شود. اى جابر! هر كس اطاعت خدا را كند و همراه آن به ما محبت ورزد، دوست و محب ما است و هركس معصيت خدا را كند، حب ما برايش نافع نيست».
    بنابراين اولين شرط حب اهل بيت‏عليهم السلام، اطاعت از حق تعالى و پرهيز از گناه است. ممكن است كسى درجه پايين محبت (همان ميل باطنى و رغبت درونى) را داشته باشد؛ ولى عملاً اهل معصيت هم باشد! چنين حبى، چندان سود بخش نيست. البته معصيت‏هاى اتفاقى - كه بعد از آن توبه باشد - باعث نمى‏شود حب اهل بيت‏عليهم السلام سودى نبخشد.
    حضرت على‏عليه السلام فرمود: «انا مع رسول‏الله و معى عترتى على الحوض، فمن ارادنا فليأخذ بقولنا وليعمل بعلمنا ...»؛ همان، ح 3212.{V؛ «من با رسول خداصلى الله عليه و آله در حالى كه عترت من هم با من هستند، بر حوض اشراف داريم. پس هر كس ما را مى‏خواهد، هم بايد گفتار ما را بگيرد و هم عمل ما را عمل كند ...». بنابراين اين حب، بايد در عمل جلوه‏گر شود.

    راه‏هاى كسب دوستى اهل‏بيت ‏عليهم السلام
    1. معرفت اهل بيت‏عليهم السلام‏: در پرتو معرفت امام، به كمالات و ويژگى‏هاى او بيشتر واقف مى‏گرديم و اين آشنايى به طور طبيعى شيفتگى و محبّت را در پى دارد.
    امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: «الامام عَلَم بين اللَّه عزوجل و بين خلقه، فمن عرفه كان مؤمنا و من انكره كان كافرا»؛ همان، ج 1، ص 170، ح 839؛ «امام آن شاخص آشكار است كه بين خداى عز و جل و خلقش قرار گرفته است. پس هر كس او را شناخت، مؤمن مى‏گردد و هر كس او را انكار كرد ، كافر مى‏گردد». مؤمن بودن، فرع بر شناخت امام است.
    از طرف ديگر ايمان، عين حب و بغض است؛ چنان كه امام باقرعليه السلام مى‏فرمود: «الايمان حب و بغض»؛ همان، ج 2،ص 214، ح 3095؛ «ايمان حب و بغض است»؛ يعنى، حب تمامى خوبان، نيكى‏ها و كمالات و بغض از همه بدى‏ها، كژى‏ها و سردمداران آن.
    پس در پرتو شناخت و معرفت، ايمان حاصل مى‏شود و ايمان نيز هم جز حب و بغض نيست. در نتيجه يكى از راه‏هاى عملى كسب حب اهل بيت ‏عليهم السلام، معرفت آن بزرگواران است. اطاعت از اهل بيت‏عليهم السلام‏: اگر كسى شناخت لازم و كافى از اهل بيت‏عليهم السلام پيدا كرد، اطاعت از آنان را بر خود لازم مى‏داند؛ ولى گاهى شناخت در آن حد بالا نيست! در اين صورت چه بسا نسبت به اوامر آنان سرپيچى كند! عصيان به هر اندازه باشد، به همان مقدار كدورت و بغض مى‏آورد. كدورت و بغض هم، ضد صفا و حب است. پس هر اندازه نسبت به اوامر آنان عصيان شود، به همان اندازه بغض و كدورت نسبت به آنان در دل ايجاد مى‏شود و برعكس، هر اندازه نسبت به اوامر آنان اطاعت شود، به همان اندازه حب و صفا دل را فرا مى‏گيرد.
    امام رضاعليه السلام مى‏فرمايد: «اللهم انى اسئلك ... العمل الذى يبلغنى حبك ...»؛ همان، ح 3093؛ «خدايا! از تو آن عملى را مسألت مى‏كنم كه حب تو را به من برساند». بنابراين يكى از راه‏هاى عملى وصول به «حب»، اصل عمل و اطاعت است.
    3. توسّل با معرفت: در پرتو شناخت امام، مى‏فهميم همه چيز ما به او وابسته بوده و وى واسطه فيض و كمال است. براى آشنايى بيشتر به زيارت «جامعه كبيره» رجوع كنيد. اگر توسل با شناخت و توجه همراه باشد، ترنم عارفانه و عاشقانه‏اى است كه حب را در دل بيش از پيش مى‏پروراند.
    توضيح بيشتر:
    براى نيل به مقام دوستى با اهل بيت دو راه وجود دارد كه هر دو ملازم يكديگر است: نظرى و عملى.
    يك. راه نظرى‏؛ «محبّت» فرزندى است كه در دامان معرفت و شناسايى، پرورش مى‏يابد و آن گاه كه معرفت حاصل شود، كشش به سوى محبوب و شكل گرفتن طبق روش او نيز حتمى خواهد بود. از اين رو نخستين قدم در ايجاد محبّت و نيل به مقام دوستى با اهل بيت«عليهم السلام»، شناخت آنان است. براى شناخت سه راه وجود دارد:
    1. مطالعه تاريخ زندگانى آنان؛
    2. مطالعه و تفكر در سخنان ايشان؛
    3. شناخت خدا (با شناخت حضرت حق و صفات او مى‏توانيم بفهميم كه اهل بيت - كه متصف به اوصاف و اسماى الهى‏اند - چه ويژگى‏هايى دارند).
    دو. راه عملى؛ در اين راه نيز دو روش اساسى وجود دارد:
    1. تبعيّت از آنان: عمل كردن به سخنانشان و اجتناب از حرام و عمل كردن به واجبات، هم شكلى با آن سروران، متخلّق شدن به اخلاق آنان در سخن و عمل. بارورى و همچنين فزونى محبّت به آن عزيزان، به دوست داشتن امور و افرادى است كه آنان دوست مى‏دارند و متنفر بودن از هر كس و چيزى كه ايشان، مبغوضش مى‏دارند.
    2. رابطه و پيوند داشتن؛ زيارت آنان در حرم‏هاى پاكشان و ياد كردن ايشان از دور و نزديك، موجب ايجاد محبّت مى‏شود. اينكه بر زيارت اهل بيت«عليهم السلام» اين همه ثواب مترتب بوده و اين همه به آن توصيه شده است؛ براى اين است كه با آنان «رابطه» پيدا شود. وقتى رابطه پيدا شد، «تشبّه» پديد مى‏آيد و وقتى تشبّه پديدار گشت، «عشق و محبّت» به حدّ عالى خود مى‏رسد. نگا: آيين مهر ورزى، ص‏121 - 127.
    در خصوص گناهان، اگر بدون توبه باشد، در محبّت و انس به آنان خلل ايجاد خواهد كرد؛ زيرا آنان از عمل پليد متنفرند. اما اگر اين گناهان همراه با توبه و جبران گذشته باشد خود تبديل به حسنه مى‏شود و زمينه را براى انس بيشتر فراهم مى‏كند. البته در ايجاد اين محبّت بايد، به خود آنان نيز متوسّل شويم و هنگامى كه در آلودگى‏ها، تاريكى‏ها، حجاب‏ها، رنگ‏ها و تعلق‏ها گرفتاريم، با توسل به آن بزرگواران، بخواهيم كه به فريادمان برسند و مجذوبمان كنند.
    چون ز تنهايى تو نوميدى شوى‏
    زير سايه يار خورشيدى شوى
    روبجو يار خدايى را تو زود
    چون چنان كردى خدا يار تو بود
    مثنوى معنوى، دفتر2، ص 22 و 23.
    براى مثال شما اگر بخواهيد به يك شخص عادى نزديك گرديد و اساس يك دوستى و رفاقت را پى ريزى كنيد، چه كار هايى انجام مى‏دهيد؟ همان كارها را درباره اهل بيت اجرا كنيد؛ مانند:
    الف) خود را به آن‏ها معرفى كنيد و در اين معرفى دروغ نگوييد. هر چه و هر كس كه هستيد، در درگاه آنان بدان معترف باشيد.
    ب) از آن‏ها بخواهيد خود را به شما معرفى كنند. در اين زمان، براى اين منظور، راهى جز مطالعه خصوصيات و صفات و سيره آن عزيزان نيست.
    ج) حال كه معارفه صورت گرفت، سعى كنيد كارهايى كه خوش آيند آن‏ها است و نظر شان را جلب مى‏كند، انجام دهيد و از كارهايى كه مورد علاقه و سليقه آن عزيزان نيست، دورى كنيد.
    د) با آن‏ها بسيار گفت و گو و مراوده و صحبت و درد دل داشته باشيد؛ زيرا رفت و آمد و مراوده زياد با دوست موجب ازدياد دوستى و برافروختن آتش محبت مى‏گردد.
    ه) براى آن‏ها هديه و سوغات تهيه و ارسال كنيد. صلوات بفرستيد - ثواب برخى از اعمال مستحبى خود، از قبيل قرآن خواندن را به روح آن‏ها هديه كنيد.
    و) به زيارت آن‏ها برويد.
    ز) دوستان آنان را دوست بداريد و دشمنانشان را دشمن بشماريد؛
    ح) به خاطر مسائل كوچك كه احياناً قدرت تحليل آن‏ها را نداريد، خداى نخواسته قهر نكنيد.
    اگر به اين توصيه‏ها عمل كنيد، ان شاء الله رابطه شما با آن عزيزان رابطه عاشق و معشوق الاهى خواهد گشت.

    منبع: پرسمان دانشجويي

    .