• امروز دوشنبه 23 فروردين 1400
  •  
     

    شرکت شمسا

    مشكلات ناشی از ناامنی و نبود اماكن اقامتی و حمل‌ونقل، تغذیه‌ نامناسب و قیمت‌های كنترل‌نشده، سازمان حج و زیارت را بر آن داشت...
    ادامه...

     
     
     
     

     


     
     
    زیارت درباره زیارت چرا زيارت؟
     
     
     
     

    چرا زيارت؟

    نامه الکترونیک چاپ

    زیارت در اسلام به ویژه در فرهنگ غنی تشیع از جایگاه والایی برخوردار است.
    اولیای الهی و ائمه ی معصومین(علیهم السلام) پیروان خود را دعوت به زیارت كرده اند و پاداش فراوان برای «زائر» بیان شده است.
    در زیارت، قبل از برهان و فلسفه چینی، شور و عشق و محبت نهفته است.
    وادی زیارت، بیش از آن كه وادی معقولات و محاسبات عقلی باشد، وادی دل و جذبه ی درون است.
    در این جا پیش از آن كه «عقل » محاسبه كند، دل فرمان می دهد. زائر اگر بداند و بشناسد كه مورد زیارت كیست، دیگر نمی پرسد: «كجاست؟» به راه می افتد و همچون موسی(علیه السلام) در پی «عبد صالح » روان می گردد.
    آن چه زائر را به پیمودن این راه وا می دارد، كشش درونی و علاقه ی قلبی اوست، چراكه اگر عشق آمد، خستگی رخت بر می بندد.
    «آنچه در راه طلب خسته نگردد هرگز      پای پرآبله و بادیه پیمای من است »
    شوق دیدار محبوب، انسان عافیت طلب را بادیه پیما می سازد. به خصوص اگر عشق راستین به خدا باشد كه معشوق كامل و محبوب مطلق است و پیوند با او، سوزنده و سازنده است و به فرموده ی امیر بیان، حضرت علی ( علیه السلام): «حب الله نار لا تمر علی شییء الا احترق و نور الله لایطلع علی شییء الا اضاء» (محبت خدا آتشی است سوزان و نورخدا، فروغی است، روشنگر)1
    و به قول میكل آنژ (تندیس پرداز ایتالیایی): «عشق، شهری است كه خداوند به انسان داده تا با آن نزد وی پرواز كند» 2
    عشق، معمار عالم و آباد كننده ی دل است و دانشمند دیگری می گوید:
    «یك قلب می تواند هزارسال فكر خود را به كار برد، لیكن به قدر آن چه عشق، یك روز یاد می دهد، كسب نتواند كرد» 3
    و حافظ در این خصوص می گوید:
    «ناز پرور تنعم نبرد راه به دوست     عاشقی شیوه ی رندان بلاكش باشد»
    عاشق محبت خدا و اولیای خدا، سر بركف می نهد ودر كوی دوست می رود و راضی است به هرچه او بپسندد، چه راحت، چه رنج، چه غم و چه شادی و به قول باباطاهر:
    یكی درد و یكی درمان پسندد       یكی وصل و یكی هجران پسندد
    من از درمان و درد و وصل و هجران      پسندم آنچه را جانان پسندد
    داغ محبت خدا و رسول و اهلبیت(علیهم السلام) برسینه داشتن، همراه است، با رنج ها و مشقت هایی كه در راه این محبت است. مگر می توان از دشت ها به سوی خانه و دیار محبوب، گذر كرد و خار بیابان را درپای ندید؟!

    نتیجه ی محبت و دوست داشتن ائمه (علیهم السلام)
    بعضی شیعیان خدمت ائمه ی اطهار(علیه السلام) می رسیدند و ابراز می كردند كه ما، شما اهل بیت را دوست می داریم و آنان در پاسخ می فرمودند:
    من احبنا اهل البیت فلیعد للفقر - او للبلاء - جلبابا4
    «كسی كه ما اهل بیت را دوست دارد؛ آماده ی سختی باشد و تن پوشی از فقر و محرومیت برای خود آماده سازد.»
    و در فرهنگ جامع تشیع، معشوق های برین، خدا و رسول و ائمه ی اطهار (علیهم السلام) صدیقین، شهیدان و پاك مردانی هستند كه در احیای مكتب، جان در طبق اخلاص نهادند و لایق محبت شدند. به تعبیر زیبای امام صادق (علیه السلام):
    «هل الدین الالحب »5 (دین، چیزی جز محبت نیست).
    پس محبت پشتوانه ی زیارت است.
    زیارت، زبان علاقه و ترجمان وابستگی قلبی و نمودی از احساس شوق درونی و نشانی از محبت و دلیلی بر عشق و علامتی از تعلق خاطر است.

    فیض حضور
    اگر در مدار عشق قرار گرفتی و در قلمرو محبت ائمه و اولیاء وارد شدی، این محبت چاره ساز است.
    مگر می شود انسانی خدا را دوست بدارد؛ ولی خدای سبحان او را دوست ندارد؟
    مگر می شود شیفته ی پیامبر شد؛ ولی پیامبر نسبت به عاشقش بی توجه باشد؟
    مگر می شود كسی خدا را یاد كند، همان گونه كه فرموده است:
    «فاذكرونی اذكركم »6 (مرا یاد كنید، تا من هم به یاد شما باشم)؛ ولی خداوند او را یاد نكند؟ وقتی زیارت شونده، در خاطر زائر باشد، زائر هم در خاطر او است.
    وقتی به پیامبر و امام معصوم و امام زادگان سلام می دهیم، آنان توجه دارند و جواب سلام ما را می دهند.
    در زیارت نامه ها، درموارد متعددی چنین تعابیری وجود دارد كه خطاب به مزور گفته می شود:
    «اشهد انك تشهد مقامی و تسمع كلامی و ترد سلامی»
    یعنی شهادت می دهم كه تو شاهد این مقام و موقعیت زیارت من هستی و سخنم را شنیده و سلامم را پاسخ می گویی.
    در این خصوص از پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده است:
    ان لله ملائكة سیاحین فی الارض یبلغونی عن امتی السلام7
    یعنی خداوند را فرشتگانی است كه روی زمین می گردند و سلام های امت مرا به من می رسانند.
    و در روایت دیگر فرموده است:
    من سلم علی فی شیء من الارض بلغته و من سلم علی عندالقبرسمعته8
    یعنی هر كه بر من سلام دهد در جایی از زمین، به من رسانده می شود و اگر كنار قبرم سلام بدهد، می شنوم.
    هنگامی كه زیارت پیامبر(صلی الله علیه و آله) در حال مرگ و حیات یكسان است و آن حضرت ودیگر معصومین(علیه السلام) به سلام ما پاسخ می دهند و این جاست كه دیگر محبت، یك طرفه نیست.
    و چه نیك سروده است اقبال لاهوری از مددخواهی خدا و رسول:
    «فقیرم از تو خواهم هرچه خواهم      دل كوهی خراش، از برگ كاهم
    مرا درس حكیمان درد سر داد            كه من پرورده ی فیض نگاهم »
    آری «زیارت» نشانه ی جهت گیری انسان است. الهام بخش و آموزنده است. الهام گرفته از اسوه ها است. خط دهنده است. تعظیم شعایر است. تقدیر از فداكاری ها و تجلیل و گرامی داشت فضلیت هاست. زمینه ساز شناخت و تربیت است. بالا برنده است. تعالی بخش است و پرورش یافتن از «فیض نگاه» است.
    زیارت، یا تجدید عهد با «خط امامت» است، یا میثاق با «خون شهید»، یا پیمان با «محور توحید» و «بیعت با رسالت و وحی» است.

    زیارت از منظر ثامن الحجج علی بن موسی الرضا ( علیه السلام):
    امام هشتم شیعیان جهان درمورد عهد و پیمانی كه هر امامی برگردن رهروان خود دارند، فرموده است:
    ان لكل امام عهدا فی عنق اولیائه و شیعته و ان من تمام الوفاء بالعهد زیارة قبورهم فمن زارهم رغبة فی زیارتهم و تصدیقا بما رغبوا فیه كان ائمتهم شفعائهم یوم القیامه9
    یعنی: برای هر امامی به گردن شیعیان و هوادارانش پیمانی است و جمله ی وفا به این پیمان، زیارت قبور آنان است. پس هركس از روی رغبت و پذیرش، آنان را زیارت كند، امامان در قیامت شفیعان آنان(او) خواهند بود.
    بر اساس همین وفای به عهد است كه شیعه همواره در احیای نام و یاد و زیارت قبور اولیای دین، چه رنج ها كه كشیده و چه شهیدها كه داده است و هم اكنون نیز این خط ایثار و شهادت تداوم دارد.
    آری، زیارت تداوم همین خط است و تبرك و توسل و استشفاء و استشفاع، فیض گیری از آن معنویات است، كه سیره و روش گذشتگان صالح ما نیز همین بوده است.


    پی نوشت ها:
    1. میزان الحكمة، ج 2، ص 226
    2. عطر اندیشه های بهاری، ترجمه حسین سیدی، ص 165
    3. چكیده ی اندیشه ها، ج 1، ص 251
    4. میزان الحكمة، ج 2، ص 240
    5. بحارالانوار، ج 69، ص 237
    6. سوره ی بقره ی، آیه 152
    7. وسائل الشیعه، ج 10، ص 246
    8. همان.
    9. وسائل الشیعه، ج 10، ص 253، حدیث 5

    منبع: دیدار آشنا شماره 43؛ سید عباس رفیعی  پور علویچه

    .