• امروز سه شنبه 29 بهمن 1398
  •  
     

    شرکت شمسا

    مشكلات ناشی از ناامنی و نبود اماكن اقامتی و حمل‌ونقل، تغذیه‌ نامناسب و قیمت‌های كنترل‌نشده، سازمان حج و زیارت را بر آن داشت...
    ادامه...

     
     
     
     

     


     
     
    زیارت پرسش و پاسخ رسيدن به شأن و رتبه برگزيدگان خدا
     
     
     
     

    رسيدن به شأن و رتبه برگزيدگان خدا

    نامه الکترونیک چاپ

    آيا يك انسان مي تواند از نظر شأن و رتبه و مقامي كه انسان ها برگزيده خدا چون پيامبران و امامان(ع) در نزد خداوند دارند، به آنها برسد و يا حتي بالاتر از ايشان از نظر جايگاه معنوي و ... قرار گيرد؟ خواهشمندم در صورت امكان پاسخ را با دلايل و مصاديق عقلي و نقلي بيان كنيد.

    براى پاسخ به اين پرسش بايد به سه واقعيت معرفت پيدا كرد.
    1. پيامبران و امامان(ع) داراى اراده بشرى‏ اند؛ مانند ديگر مردم زندگى مي ‏كنند؛ براى تحصيل هر چه بيش‏تر مقامات معنوى مى‏ كوشند و اهل صبر و جهاد و زهد و تقوايند.
    2. خداوند متعال به قابليت ممتاز پيامبران و امامان براى تحصيل مقامات معنوى و شايستگى آنان براى به عهده گرفتن مسؤوليت هدايت جامعه علم دارد. درحقيقت همان قابليت و شايستگى آنان موجب گزينش آنان مى‏شود.
    آيات و روايات فراوانى بر اين دو واقعيت گواهى مى‏دهد:
    «وجعلنا منهم ائمة يهدون بامرنا لما صبروا و كانوا بايتنا يوقنون؛ و چون شكيبايى كردند و به آيات ما يقين داشتند، برخى از آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت مى‏ كردند.»1
    «اللّه اعلم حيث يجعل رسالته؛ خداوند بهتر مى‏داند رسالتش را كجا قرار دهد.»2
    3. سپردن هر مسؤوليتى با دادن امكانات لازم همراه است. امامت جامعه از اين قاعده مستثنا نيست. از اين رو، خداوند آنان را از علم لازم براى به عهده گرفتن مسؤوليت امامت بهره‏مند مى‏گرداند. اين ويژگى هنگام به عهده گرفتن مسؤوليت براى امامان(ع) محسوس مى‏شود؛ چنان كه درباره امام هادى(ع) مى‏خوانيم: «يكى از ياران ايشان به نام «هارون به فضيل» در كنارشان بود كه ناگاه امام فرمودند:«انا لله و انا اليه راجعون» ابى جعفر در گذشت. به حضرت عرض شد: از كجا دانستيد؟ فرمود: در برابر خدا فروتنى و خضوعى در دلم افتاد كه برايم سابقه نداشت.3
    در اوايل دعاى ندبه به مجموع اين سه واقعيت نورانى اشاره شده است: «بعد ان شرطت عليهم الزهد فى درجات هذه الدنيا الدنيه و زخرفها و زبرجها فشرطوا لك ذلك و علمت منهم الوفاء به فقبلتهم و قربتهم و قدمت لهم الذكر العلى و الثناء الجلى و اهبطت عليهم ملائكتك و كرمتهم بوحيك و رفدتهم بعلمك؛ ...بعد از آن كه بر آن‏ها شرط كردى نسبت به دنيا و زينت زيورها زهد بورزند، آنان نيز اين شرط را پذيرفتند و دانستى كه آنان به آن شرط وفا دارند. پس آن‏ها را پذيرفتى و به خود نزديك ساختى و ياد بلند و ستايش ارجمند را براى ايشان پيش فرستادى و فرشتگانت را بر آنان فرو فرستادى و به وحى خود آنان گرامى داشتى و آنان را به بخشش علم خود ميهمان كردى... .»
    البته اين امتياز(علم و عصمت موهبتى) پايه و شرط اوليه امامت است و معصومان با اراده خويش و تلاش و عبادت به مقامات عالى‏ترى از علم و عصمت دست مى‏يابند؛ چنان كه در قرآن مجيد از زبان پيامبر(ص) مى‏خوانيم:«و قل رب زدنى علما؛ و بگو پروردگارا بردانشم بيفزاى».4
    و همين عبادت‏ها و صبر و جهادهاى بيش‏تر كه با اختيار و اراده انجام مى‏شود، موجب برترى برخى از پيامبران برديگر پيامبران مى‏گردد:
    «تلك الرسل فضلنا بعضهم على بعض؛ برخى از آن پيامبران را بر برخى ديگر برترى بخشيديم....»5
    ناگفته نماند، دسترسى به مقام «عصمت» و راه‏يابى به مقامات «علمى و معنوى» به پيامبران و امامان اختصاص ندارد و براى همگان ميسر است؛ چنان كه حضرت زينب(س) تا مرز عصمت پيش رفت؛ حضرت عباس(ع) به مقامات عالى معنوى دست يافت و بسيارى از علما و اوليا را «تالى تلو معصوم»(نزديكان به مرز عصمت) مى‏خوانند.
    از آنجا كه منشأ عصمت «اراده و اختيار» آدمى است، هر انسان صاحب اراده‏اى، مى‏تواند با رياضت شرعى و تهذيب نفس، به مقام عصمت دست يابد. «عصمت» منحصر به پيغمبران و امامان معصوم(عليهم السلام) نيست‏(عبداللَّه جوادى آملى، تفسير موضوعى قرآن كريم، ج 9، صص 20-22)؛ علامه طباطبايى، ولايت نامه، ترجمه همايون همتى، (تهران، اميركبير، چاپ اول)، صص 48 - 58؛ چنان كه حضرت مريم(عليها السلام)، حضرت فاطمه(عليها السلام) و مخلصينى ديگر(علامه طباطبايى، الميزان، (بيروت، مؤسسه الاعلمى للمطبوعات)، ج 3، ص 205.) - كه نه نبى بودند و نه امام - به مقام شامخ عصمت دست يافته ‏اند. اما مقصود از عصمتِ پيامبران و امامان(عليهم السلام)، تنها عصمت از گناهان - آن هم پس از سنين متعارف بلوغ و تكليف نيست -؛ بلكه عصمت از سهو و خطا و از زمان طفوليت را نيز در بر مى‏گيرد. روشن است چنين عصمتى در امت اسلام، منحصر در چهارده معصوم(عليهم السلام) است. جزوه راه و راهنماشناسى، (اميركبير، تهران: 1375)، صص 675 و 676.
    با «تهذيب نفس» مى‏توان در آينده، مصون ماند و نيز ممكن است گذشته را با كفّارات و... جبران كرد؛ اما نمى‏توان آن را به گونه‏اى ترميم نمود كه نسبت به گذشته، عصمت تحصيل شود؛ چون نمى‏توان واقع شده را تغيير داد. بلى اگر انسانى بتواند قبل از بلوغ نيز در سايه تعليم، تربيت، تهذيب و تزكيه به جايى برسد كه در هنگام بلوغ نيز معصوم باشد عصمتش فراگير خواهد بود.
    اگر افرادى در مقام وقوع نيز به چنين مقام ويژه‏اى نايل آيند؛ براساس روايات و ادعيه، باز با هدايت و يارى پيامبران و امامان(عليهم السلام) به اين مرتبه نايل مى‏شوند: «بكم فتح الله و بكم يختم». زيارت «جامعه كبيره». از آنجا كه آنان منشأ خير و سبب وصول آدمى به مراتب بالا ومقامات انسانى‏اند، باز در اين جهت بر تمامى انسان‏هاى برتر، مقدم‏ند. انسان و خلافت الهى، صص 125 - 155.
    زآنكه منبع او بُده‏ست اين رأى را
    سر امام آيد هميشه پاى را
    اى مقلد تو مجو پيشى بر آن
    كاو بود منبع زنور آسمان
    مثنوى، دفتر سوم، ابيات 1548 و 1549.

    پى‏ نوشت:
    1. سجده(32):24.
    2. انعام(6):124.
    3. اصول كافى، ج‏2، ص‏218.
    4. طه(20):114.
    5. بقره(2):253.

    منبع: پرسمان دانشجويي

    .