• امروز سه شنبه 29 بهمن 1398
  •  
     

    شرکت شمسا

    مشكلات ناشی از ناامنی و نبود اماكن اقامتی و حمل‌ونقل، تغذیه‌ نامناسب و قیمت‌های كنترل‌نشده، سازمان حج و زیارت را بر آن داشت...
    ادامه...

     
     
     
     

     


     
     
    زیارت پرسش و پاسخ مصاديق محبت به اهل بيت(ع) چيست؟ از كجا بدانيم محبتمان به اهل بيت(ع) واقعي است؟
     
     
     
     

    مصاديق محبت به اهل بيت(ع) چيست؟ از كجا بدانيم محبتمان به اهل بيت(ع) واقعي است؟

    نامه الکترونیک چاپ

    ابتدا بايد معناى حب روشن شود و سپس تعريف حب اهل بيت و ائمه اطهار(ع).
    حب؛ يعنى، رغبت و ميل انسان به چيزى اگر اين ميل باطنى و رغبت دل به چيزى شديد و قوى شود آن را عشق مى‏نامند با استفاده از: طريحى، مجمع البحرين، ج 2، ماده «حبب». تعريف حب اهل بيت(ع) را بايد از خود روايات اخذ كرد. در روايتى، رسول اكرم(ص) مى‏فرمايد: «لا يؤمن احدكم حتى اكون احب اليه من ولده و والده و الناس اجمعين»؛ ميزان الحكمه، ج 2، ص 236، ح 3197. «هيچ كس از شماها ايمان ندارد، مگر اينكه من نزد او از فرزندانش و پدرش و همه مردم محبوب‏تر باشم». حضرت ابتدا اصل ايمان را مشروط به حب خود مى‏داند و سپس در ضمن آن حب خود را توضيح مى‏دهد. در روايتى ديگر حضرت براى حب خود مرتبه بالاترى را مى‏فرمايد: «لايومن عبد حتى اكون احب اليه من نفسه ويكون عترتى احب اليه من عترته و يكون اهلى احب اليه من اهله و يكون ذاتى احب اليه من ذاته»؛ «هيچ بنده‏اى ايمان نداردمگر اينكه من نزد او از خودش محبوب‏تر باشم و ذريه من پيش او از ذريه خودش محبوب‏تر باشد و اهل من پيش او از اهل خودش محبوب‏تر باشد و ذات من پيش او از ذات خودش محبوب‏تر باشد. همان، 3199. در اين روايت نيز حضرت، شرط ايمان را حب خود و اهل بيت خود مى‏داند و هم تنها به مرتبه پايين حب اكتفا نمى‏كنند؛ بلكه مرتبه بالاى آن را مى‏فرمايد؛ زيرا يك انسان طبيعى و عادى، خودش پيش خودش از همه محبوب‏تر است. سپس فرزندان و سپس نزديكان؛ ولى انسان فوق طبيعى وقتى در حب كسى به مرتبه بالاى آن مى‏رسد، آن كس را بر خود و فرزندان، نزديكان و همه ترجيح مى‏دهد و اين همان مرتبه شديد و قوى حب است كه به آن «عشق» ميگويند. بنابراين حب اهل بيت و ائمه اطهار(ع) بايد در اين حد اعلا باشد و اگر هر اندازه از اين حد پايين‏تر باشد، به همان اندازه ايمان نقص و كاستى دارد. به عبارت ديگر درجات ايمان با درجات حب پيامبر اكرم واهل بيت(ع) سنجيده مى‏شود.
    دوستى اهل بيت(ع) در عمل‏
    امام محمد باقر(ع) مى‏فرمايند: «يا جابر! بلغ شيعتى عنى السلام و اعلمهم انه لا قرابه بينا و بين الله عزوجل و لا يتقرب اليه الابالطاعه يا جابر من اطاع الله و احبنافهو ولينا و من عصى الله لم ينفعه حبنا»؛ همان، ص 238، ح 3211. «اى جابر! از طرف من به شيعه من سلام برسان و به آنها اعلام كن كه هيچ قرابت و خويشاوندى بين ما و خداى عزوجل نيست و فقط با طاعت و بندگى به درگاه الهى تقرب جسته مى‏شود. اى جابر! هركس اطاعت خدا را كند و - همراه آن - به ما محبت ورزد و دوست و محب ما مى‏باشد و هركس معصيت خدا را كند حب ما برايش نافع نمى‏باشد». بنابراين اولين شرط حب اهل بيت(ع) اطاعت حق تعالى و پرهيز از گناه مى‏باشد ممكن است درجه پايين محبت (همان ميل باطنى و رغبت درونى) را داشته باشد؛ ولى عملاً اهل معصيت هم باشد، چنين حبى خيلى سود بخش نيست (لازم به يادآورى است معصيت‏هاى اتفاقى كه بعدش توبه هم باشد - باعث نمى‏شود كه حب اهل بيت(ع) سودى نبخشد.) حضرت على مى‏فرمايد: «انا مع رسول الله(ص)و معى عترتى على الحوض، فمن ارادنا فليأخذ بقولنا وليعمل بعلمنا...»؛ همان، ح 3212. «من با رسول الله(ص) در حالى كه عترت من هم با من هستند بر حوض اشراف داريم. پس هر كس ما را مى‏خواهد هم بايد گفتار ما را بگيرد و هم عمل ما را عمل كند...». بنابراين اين حب بايد در عمل متجلى شود.
    راه‏هاى كسب دوستى اهل‏بيت(ع):
    1. معرفت اهل بيت(ع): در سايه معرفت امام به كمالات و ويژگى‏هاى منحصر به او بيشتر واقف مى‏گرديم و اين وقوف خود فطرتا شيفتگى و محبت نسبت به اهل بيت(ع) را در پى دارد. امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «الامام علم بين الله عزوجل و بين خلقه، فمن عرفه كان مومنا و من انكره كان كافرا»؛ همان، ج 1، ص 170، ح 839. «امام آن شاخص آشكار است كه بين خداى عزوجل و خلقش قرار گرفته، پس هر كس او را شناخت مؤمن مى‏گردد و هر كس او را انكار كرد كافر مى‏گردد». مؤمن بودن، فرع بر شناخت امام است. از طرفى ايمان، عين حب و بغض است. امام محمد باقر(ع) مى‏فرمايد: «الايمان حب و بغض»؛ همان، ج 2،ص 214، ح 3095. «ايمان حب و بغض است». حب به تمامى خوبى‏ها و كمالات و... و بغض از همه بدى‏ها، كژى‏ها و... پس در پرتو شناخت و معرفت ايمان حاصل مى‏شود و ايمان هم جز حب و بغض نيست. نتيجه اين مى‏شود كه يكى از راه‏هاى عملى مهم كسب حب اهل بيت(ع)، معرفت آن بزرگواران است.
    2. اطاعت از اهل بيت(ع): اگر كسى شناخت لازم و كافى به اهل بيت(ع) پيدا كرد، اطاعت از آنان را بر خود لازم مى‏داند؛ ولى گاهى شناخت در آن حد بالا نيست در اين صورت چه بسا نسبت به اوامر آنان عصيان شود. عصيان هم به هر اندازه باشد، به همان اندازه كدورت و بغض مى‏آورد. كدورت و بغض هم، ضد صفا و حب است. پس هر اندازه نسبت به اوامر آنان عصيان شود، به همان اندازه بغض و كدورت نسبت به آنان در دل ايجاد مى‏شود و برعكس هر اندازه نسبت به اوامر آنان اطاعت شود، به همان اندازه حب و صفا به آنان دل را فرا مى‏گيرد. امام رضا(ع) مى‏فرمايد: «اللهم انى اسئلك... العمل الذى يبلغنى حبك...»؛ همان، ح 3093. «الها! از تو آن عملى را مسألت مى‏كنم كه حب خودت را به من برساند». بنابراين يكى از راه‏هاى عملى وصول به «حب» اصل عمل و طاعت عملى است.
    3. توسل با حال: در سايه شناخت امام مى‏فهميم همه چيزمان به او وابسته است. واسطه فيض و كمال و همه چيزمان امام مى‏باشد براى آشنايى بيشتر ترجمه زيارت جامعه كبيره را مطالعه كنيد. اگر توسل بعد از شناخت و با حال همراه باشد، ترنم عاجزانه و عاشقانه‏اى است كه حب را در دل بيش از پيش مى‏پروراند.
    4. تولى و تبرى: دو اصلى كه با حب اهل بيت(ع) تأثير متقابل دارند يعنى، حب اهل بيت(ع)، تولى و دوستى با دوستان خدا و آنان و تبرى و بى‏زارى از دشمنان خدا و آنان را مى‏آورد و تولى و تبرى هم محبت اهل بيت(ع) را در پى دارد. براى آگاهى بيشتر ر.ك: الف. يثربى، يحيى، فلسفه امامت. ب. مكارم شيرازى، ناصر، رهبران بزرگ.
    نزديك شدن به آن‏ها راه هايى دارد؛ براى مثال شما اگر بخواهيد به يك شخص عادى نزديك گرديد و اساس يك دوستى و رفاقت را پى ريزى كنيد، چه كار هايى انجام مى‏دهيد؟ همان كارها را درباره اهل بيت اجرا كنيد؛ يعنى امور زير را رعاتى كنيد:
    الف) خود را به آن‏ها معرفى كنيد و در اين معرفى دروغ نگوييد. هر چه و هر كس كه هستيد، در درگاه آنان بدان معترف باشيد.
    ب) از آن‏ها بخواهيد خود را به شما معرفى كنند. در اين زمان، براى اين منظور، راهى جز مطالعه خصوصيات و صفات و سيره آن عزيزان نيست.
    ج) حال كه معارفه صورت گرفت، سعى كنيد كارهايى كه خوش آيند آن‏ها است و نظر شان را جلب مى‏كند، انجام دهيد و از كارهايى كه مورد علاقه و سليقه آن عزيزان نيست، دورى كنيد.
    د) با آن‏ها بسيار گفت و گو و مراوده و صحبت و درد دل داشته باشيد؛ زيرا رفت و آمد و مراوده زياد با دوست موجب ازدياد دوستى و برافروختن آتش محبت مى‏گردد.
    ه) براى آن‏ها هديه و سوغات تهيه و ارسال كنيد. صلوات بفرستيد - ثواب برخى از اعمال مستحبى خود، از قبيل قرآن خواندن را به روح آن‏ها هديه كنيد.
    و) به زيارت آن‏ها برويد.
    ز) دوستان آنان را دوست بداريد و دشمنانشان را دشمن بشماريد؛
    ح) به خاطر مسائل كوچك كه احياناً قدرت تحليل آن‏ها را نداريد، خداى نخواسته قهر نكنيد.
    اگر به اين توصيه‏ها عمل كنيد، ان شاء الله رابطه شما با آن عزيزان رابطه عاشق و معشوق الاهى خواهد گشت.
    محبت و عشق از راه آگاهى و انس و بر طرف ساختن موانع به دست مى‏آيد؛ براى مثال كسى كه به طعم و خواص عسل آگاهى يابد، بدان علاقه‏مند مى‏شود و اگر آن را بچشد، علاقه‏اش به آن افزون مى‏گردد. حب خدا و اولياى او نيز از طريق شناخت و معرفت پديد مى‏آيد. هر اندازه آدمى معرفت خود را افزون سازد و در عمل نيز انس و الفت خود را با خداوند و مقربان درگاهش بيش‏تر سازد و موانع راه (علايق و و وابستگى‏هاى مادى و دنيايى) را از دل بيرون كند، عشق الاهى در دلش افزون‏تر خواهد شد.

    منبع: پرسمان دانشجويي

    .

    نظرات  

     
    0 #1 یا سلام 1392-05-16 09:10
    سلام
    احادیث خوبی بود ولی داستان نداشت
    داستان شیرینی متن است
    مباحثه