• امروز سه شنبه 29 بهمن 1398
  •  
     

    شرکت شمسا

    مشكلات ناشی از ناامنی و نبود اماكن اقامتی و حمل‌ونقل، تغذیه‌ نامناسب و قیمت‌های كنترل‌نشده، سازمان حج و زیارت را بر آن داشت...
    ادامه...

     
     
     
     

     


     
     
    زیارت پرسش و پاسخ چگونه مي توانيم محبت اهل بيت(ع) را در دلهايمان به وجود آوريم؟
     
     
     
     

    چگونه مي توانيم محبت اهل بيت(ع) را در دلهايمان به وجود آوريم؟

    نامه الکترونیک چاپ

    «حب»؛ يعنى، رغبت و ميل انسان به چيزى. اگر اين ميل باطنى و رغبت دل به چيزى شديد و قوى شود، آن را عشق مى‏نامند1. جايگاه حب اهل بيت‏(عليهم‏السلام) را بايد از قرآن و روايات اخذ كرد.
    در اهميت و جايگاه محبت اهل بيت‏(عليهم‏السلام) همين بس كه قرآن، آن را تنها پاداش رسالت پيامبر(صلى‏الله ‏عليه‏ و آله) معرفى كرده است:
    «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى‏»2؛ « بگو از شما هيچ پاداشى درخواست نمى‏كنم، جز آنكه نزديكان مرا دوست بداريد».
    رسول اكرم‏(صلى ‏الله‏ عليه‏ و آله) مى‏فرمايد: «لا يؤمن احدكم حتى اكون احبّ اليه من ولده و والده و الناس اجمعين»3؛ «هيچ كس از شما ايمان ندارد؛ مگر اينكه من نزد او، از فرزندانش و پدرش و همه مردم محبوب‏تر باشم».
    آن حضرت اصل ايمان را مشروط به «حبّ» خود مى‏داند و در روايتى ديگر براى آن، مرتبه بالاترى معرفى مى‏كند: «لايؤمن عبد حتى اكون احب اليه من نفسه ويكون عترتى احب اليه من عترته و يكون اهلى احب اليه من اهله و يكون ذاتى احب اليه من ذاته»4؛ «هيچ بنده‏اى ايمان ندارد، مگر اينكه من نزد او، از خودش محبوب‏تر باشم و ذريه من پيش او، از ذريه خودش محبوب‏تر باشد و اهل من پيش او، از اهل خودش محبوب‏تر باشند و ذات من نزد او، از ذات خودش محبوب‏تر باشد».
    پيامبر(صلى ‏الله ‏عليه ‏و آله) در اين روايت، شرط ايمان را حُب خود و اهل‏بيت خويش - آن هم در مراحل بالاتر - معرفى كرده است؛ زيرا به طور معمول انسان به خود علاقه شديدى دارد و او نزد خود از همه محبوب‏تر است؛ سپس فرزندانش و آن گاه ديگر نزديكان او.
    اما وقتى انسان در حُب كسى، به مرتبه بسيار بالا مى‏رسد، او را بر خود و فرزندان، نزديكان و همه كسان ديگر ترجيح مى‏دهد و اين همان مرتبه شديد و قوى حب است كه به آن «عشق» مى‏گويند. بنابراين حب اهل بيت و ائمه اطهار(عليهم‏السلام)، بايد در حد اعلا باشد و هر اندازه از اين حد فروتر باشد، به همان اندازه ايمان شخص، نقص و كاستى دارد.
    به عبارت ديگر درجات ايمان با درجات حبّ پيامبر اكرم‏(صلى‏ الله ‏عليه‏ و آله) و اهل بيت‏(عليهم‏السلام) پيوستگى دارد و با آن سنجيده مى‏شود.

    دوستى اهل بيت‏(عليهم‏السلام) در عمل‏
    امام باقر(عليه‏السلام) مى‏فرمايد: «يا جابر! بلّغ شيعتى عنّى السلام و اعلمهم انه لا قرابة بيننا و بين اللّه عزوجل و لا يتقرّب اليه الا بالطاعة يا جابر من اطاع اللّه و احبنا فهو ولينا و من عصى اللّه لم ينفعه حبنا»5؛ «اى جابر! از طرف من، به شيعيانم سلام برسان و به آنان اعلام كن كه هيچ قرابت و خويشاوندى بين ما و خداى عزوجل نيست و فقط با اطاعت و بندگى به درگاه الهى تقرّب مى‏يابد. اى جابر! هركس خدا را اطاعت كند و همراه آن به ما محبت ورزد، دوست و محبّ ما است و هركس خدا را معصيت كند، حب ما برايش نافع نيست».
    بنابراين اولين شرط حب اهل بيت‏(عليهم‏السلام)، اطاعت از حق تعالى و پرهيز از گناه است. ممكن است كسى درجه پايين محبت (همان ميل باطنى و رغبت درونى) را داشته باشد؛ ولى عملاً اهل معصيت هم باشد! چنين حبّى، چندان سود بخش نيست. البته معصيت‏هاى اتفاقى - كه بعد از آن توبه باشد - باعث نمى‏شود حب اهل بيت‏(عليهم‏السلام) سودى نبخشد.
    حضرت على‏(عليه‏السلام) فرمود: «انا مع رسول ‏الله و معى عترتى على الحوض، فمن ارادنا فليأخذ بقولنا وليعمل بعملنا...»6 ؛ «من با رسول خدا(صلى ‏الله‏ عليه‏ و آله) در حالى كه عترت من هم با من هستند، بر حوض اشراف داريم. پس هر كس ما را مى‏خواهد، هم بايد گفتار ما را بگيرد و هم عمل ما را، عمل كند ...». بنابراين محبت بايد در عمل جلوه‏گر شود.

    راه‏هاى كسب دوستى اهل‏بيت‏(عليهم‏السلام)‏
    1. معرفت اهل بيت‏(عليهم‏السلام): در پرتو معرفت امام، به كمالات و ويژگى‏هاى او بيشتر واقف مى‏گرديم و اين آشنايى به طور طبيعى شيفتگى و محبّت را در پى دارد.
    امام صادق‏(عليه‏السلام) مى‏فرمايد: «الامام عَلَم بين اللّه عزوجل و بين خلقه، فمن عرفه كان مؤمنا و من انكره كان كافرا»7؛ «امام آن شاخص آشكار است كه بين خداى عز و جل و خلقش قرار گرفته است. پس هر كس او را شناخت، مؤمن مى‏گردد و هر كس او را انكار كرد ، كافر مى‏گردد». مؤمن بودن، فرع بر شناخت امام است.
    2. اطاعت از اهل بيت‏(عليهم‏السلام): اگر كسى شناخت لازم و كافى از اهل بيت‏(عليهم‏السلام) پيدا كرد، اطاعت از آنان را بر خود لازم مى‏داند؛ ولى گاهى شناخت در آن حد بالا نيست، در اين صورت چه بسا نسبت به اوامر آنان سرپيچى كند! عصيان به هر اندازه باشد، به همان مقدار كدورت و بغض مى‏آورد. كدورت و بغض، ضد صفا و حب است. پس هر اندازه نسبت به اوامر آنان عصيان شود، به همان اندازه بغض و كدورت نسبت به آنان در دل ايجاد مى‏شود و برعكس، هر اندازه نسبت به اوامر آنان اطاعت شود، به همان اندازه حب و صفا، دل را فرا مى‏گيرد.
    امام رضا(عليه‏السلام) مى‏فرمايد: «اللهم انى اسئلك ... العمل الذى يبلغنى حبك ...»8 ؛ «خدايا! از تو آن عملى را مسألت مى‏كنم كه حب تو را به من برساند». بنابراين يكى از راه‏هاى عملى وصول به «حب اهل بيت‏(عليهم‏السلام)»، اصل عمل و اطاعت است.
    3. توسّل با معرفت: در پرتو شناخت امام، مى‏فهميم همه چيز ما به او وابسته بوده و وى واسطه فيض و كمال است9. اگر توسل با شناخت و توجه همراه باشد، ترنم عارفانه و عاشقانه‏اى است كه حب را در دل بيش از پيش مى‏پروراند.


    پي نوشت ها:
    1. با استفاده از: طريحى، مجمع البحرين، ج 2، ماده «حبب».
    2. شورى (42)، آيه 23.
    3. ميزان الحكمه، ج 2، ص 236، ح 3197.
    4. همان، ح 3199.
    5. همان، ص 238، ح 3211.
    6. همان، ح 3212.
    7. همان، ج 1، ص 170، ح 839.
    8. همان، ح 3093.
    9. براى آشنايى بيشتر به زيارت «جامعه كبيره» رجوع كنيد.

    .